خاطره دیدن دربی در پادگان سنندج

✍️دفترچه خاطرات من؛ ? به قلم: محمود فخرالحاج از قم میخواهم ازخاطره شیرینی که دردوران آموزشی خدمتم رخ داد حرف بزنم ، اول بهتر است بگویم که کجا بودم و چگونه گذشت . خاطره هاست فقط یک دفترو کاغذ نیست ، یک دست نوشته ای طلایی است که خاطره نام گرفت .

خاطره ای از جشن قهرمانی استقلال خوزستان در یادگار امام قم

خاطره آبی::: استقلال نه دل و دماغی برای بازی داشت و نه رویی برای دیدار هوادار لیگ برتر دو فصل گذشته استقلال پس از شکست تلخ برابر تراکتورسازی دیگر امید خودش را برای قرار گرفتن در کورس قهرمانی از دست داده بود..بازی آخر فصل استقلال در قم برابر صبای قم..

هر بار بازی استقلال آمدم وسایلم یا گم شد یا دزدیدن

خاطرات استادیوم. خاطره ای که من دارم اینه که هربار بازیهای آسیایی استقلالو اومدم یه چی گم کردم? بازی با الاهلی بود که گوشیمو از جیبم زدن، بازی السد از ماشینم عینکو با فلشمو دزدیدن ،

غیب شدن پسر عموی پرسپولیسیم بعد از دربی

سلام به همه استقلالی های گل آقا من یه پسر عمو دارم فوق العاده پرسپولیسی صد آتیشه هست یعنی من تو عمرم این قد کسی رو که آتیشی باشه ندیدم….آقا دربی بود دربی ای که ۳. ۲استقلال برد با گلهای کاوه و قربانی و اسماعیلی

مائده , دختری که استقلالی به دنیا آمد

نمیدانم چگونه بودکه اوشد معشوق ومن عاشق،عاشق رنگ قدرت و اقتدارش،عاشق دوستاره طلایی اش،عاشق بازیکنان با غیرتش و عاشق… به یادندارم از زمانی که الف را از ب تشخیص دادم و به فوتبال علاقه مند شدم طرفدارتیم دیگری جزاس اس بوده باشم.از همان اول قلبم،خونم،وجودم آبی بود از همان وقتی که چشم گشودم به این […]

خاطره اولین دیدار با حاجی دوست داشتنی

سال ۸۱ بود ..چند سال از آشنایی من با روزنامه استقلال جوان می گذشت تا اینکه فرصتی پیدا شد تا برای دیدن فضای دفتر روزنامه محبوبم به تهران سفر کنم یک سفر یک روزه و چند ساعته، برای اولین بار بود که به دفتر روزنامه آمده بودم ،

خاطره پارسا از دربی ۷۱ و بردن شرط بندی از پدر

با سلام میخوام یه خاطره از دربی ۷۱ براتون بگم. خب بالاخره روز بازی اومد ، دربی خوبی بنظر می رسید منم حس خوبی نسبت به برد استقلال داشتم در طرف مقابل پدرم که زیاد فوتبالی نیست اما طرفدار استقلال بود میگفت که این بازی سیاسیه چون دو تا دربی قبل رو استقلال برد این […]

خاطره در کنار دوستان پرسپولیسی و جام شهدا

با سلام . چند روزی بود که میخواستم خاطره ای برای سایت خاطره آبی ارسال کنم ولی در انتخاب خاطره ام مردد بودم که امروز خاطره ای خوش برام رقم خورد و زود اونو ارسال کردم و امیدوارم در سایت قرار بگیرد .

خاطره ای از منصور پورحیدری

در لابی یکی از هتل ها در حضور منصور پورحیدری یکی از اسطوره های باشگاه استقلال بودیم که پسری نوجوان وارد لابی شد و خواست با منصورخان پورحیدری عکسی به یادگار بگیرد .